کتاب" تپش خون" اثر علیرضا ملایی " ، داستانی از تقابل و تضاد یا فراز و فرود زندگی انسانهاست که با آغازی بسیار عالی و منطقی همراه گشته است درست از نقطه ای که به نظر می رسد قهرمان داستان ؛ زنی خان زاده با تجربه ی زیستی بسیار در خور و شایسته ؛به دلیل بسیاری از اتفاقات ناگوار پیش آمده ،در برابر چالش بزرگی قرار دارد. ترک ناگزیر خانه ی محل زندگیش و تحویل دادن به سر دسته اوباش و اراذل . شروع کاری پر معنا و تاثیر گذار از لحظه ی از عرش به فرش افتادن انسانی است که به نظر می رسد نویسنده در وادی امر، با بیانی ساده و فضای سازی مناسب در بستر زمان و مکان توانسته است خواننده را برای خواندن ادامه ی داستان با خود همراه سازد.
نویسنده اثر در ایجاد حس هم ذات پنداری و برانگیختن حسن کنجکاوی مخاطبینش نیز توانسته است موفق ظاهر بشود زیرا که پذیرش و باورپذیری بیشتر شخصیت های داستان برای خوانندگان اثر بسیار آسان است توصیفات ریز از رفتار و سُکنات ارائه شده از فضای داستانی ، قهرمان داستان ، داش مشدی ها و یا ارائه اطلاعات از نمایه ها و مکانهای معرفی شده در این داستان مانندخانه ی فضه، بازداشتگاه شهربانی و... نمودی عینی از توانمندی صاحب اثر در ارئه تصویر و عکسی زیبا از دیده ها و تجربیات خویش به دیگران در قالب کلمات است هدفی که بزرگان ادبیات داستانی آن را شالوده و بُن مایه اساسی در نوشتن داستان می دانند.
تلاش علیرضا ملایی در کتاب تپش خون بر آن بوده است که در راستای معبار نویسی زبان داستانش ساده و بی پیرایه باشد. همراه با استفاده موفق از استعارات ، کنایات و آرایه ادبی لازمه یک نوشته تاٍثیر گذار، که به زیبایی توانسته به این نیز امر دست یابد چرا که در زمان مطالعه کتاب به دفعات به فراخور فراز و فرود داستان و کنش و واکنش قهرمانان، خارج از قاعده ی الزامات دیالوگ نویسی شایسته ، شاهد جملات نغز و فاخر ادبی هستیم که انسان را وادار به درنگ و مکثی کوتاه برای فهم و درک هدف غایی خالق اثر می کند به نظر می رسد خود نویسنده هم در تقلای همزیستی اندیشه اش با شخصیت ها و قهرمانان داستان و خلق واژه های زیبا و انتقال حس چالش های موجودش روایت داستانش بسیار تحت تاثیربود ؛ شاید تغییر زاویه دید روایی داستان از دانای کل (Third Person) در صفات آغازین اثر و سپس به زاویه دید اول شخص (First Person) ناشی از تمایل خا لق اثر( خارج از الزامات ساختاری معمول روایی) برای استفاده از تمام ظرفیت ها و تکنیک های روایی داستان جهت بیان حس درونی ، اندیشه ها و آرمانهای قهرمان داستانی است که که با یک چالش بزرگ اساسی در زندگیش مواجه شده است.
داستان تپش خون با بیان و نثر ساده ، فضای سازی مناسب ، شخصیت پردازی دقیق و باور پذیر در بستر و مکان روایی داستان ، دیالوگ نویسی منطقی ، توصیفات عالی و ریز بینی لازمه در رفتار و گفتار قهرمانان روایت به خوبی توانسته است خوانندگان کتاب را از سطرهای آغازین اثر با خود همراه سازد و در ادامه مسیر نیز با ایجاد روایت های فرعی و اشارت کوتاه موثر در جذابیت داستان ، خواننده اثر را مشتاق درک و فهم اوج و نقطه اتمامی داستان بنماید.بدون اینکه اجازه بدهد خواننده داستان با درک نقطه ی پایان کاری داستان ، یک گام از نویسنده آن پیش بیفتد که این نشان از زیبایی اثر و خلاقیت نویسنده آن دارد.
برچسب:
نویسنده: مهران نوروزی